ماتئو ريچى ( مترجم : محمد زمان )

مقدمهء مصحح 48

چين نامه ( فارسى )

تحف و هداياى گرانبهاى اروپايى به گوش ماتانگ « 1 » ، خواجهء دربارى مقيم لين چينگ « 2 » واقع در استان شان دونگ « 3 » رسيد . او چون شخصا هدايا را بررسى كرد از شادى در پوست خود نمىگنجيد زيرا با معرفى اين مرد نجيب‌زادهء اروپايى به پادشاه ، به ارتقاء مقام و پاداش فوق العاده‌اى دست مىيافت . بنابراين از سويى ماتيو ريچى و همراهانش را جزو ملازمان خود درآورد و از سوى ديگر عريضه‌اى با صورت هدايا براى پادشاه فرستاد . اما ناباورانه با گذشت مدتى دراز پاسخى دريافت نكرد . ماتانگ بر اين گمان بود كه شايد پادشاه به خاطر تنفر از خارجيان ، جواب او را نداده است و هر لحظه بايد منتظر مجازات باشد . با اين تصور و از ترس مجازات پادشاه ، ماتيو ريچى و همراهانش را در معبدى قديمى نزديك به تيان جينگ « 4 » زندانى كرد و به تنهايى به لين چينگ بازگشت . بعد از گذشت چند ماه ، پادشاه كه طى اين مدت طولانى هيچ گزارشى نخوانده بود به ياد آن عريضه و فهرست هدايا افتاد و با ملامت از خواجهء دربارى خود پرسيد : « آن ساعت كه در عريضه اشاره شده كه خارجيان آن را به من هديه كرده‌اند كجاست ؟ » خواجه پاسخ داد : « اما اعلى حضرت شما هنوز جواب نامهء خواجه ماتانگ را نداده‌ايد . خارجيان چطور مىتوانند بدون اجازه وارد مركز سلطنتى شوند ؟ » از اين‌رو فرمان پادشاه صادر شد و ماتيو ريچى و همراهانش از خطر مرگ فجيع ناشى از سرما و گرسنگى نجات يافتند . آنان در روز بيست و چهارم ژانويهء سال 1601 م . پس از تحمل سختىها و دشوارىهاى بسيار به پكن رسيدند و بيش از سى هديهء ارزنده به پادشاه تقديم كردند ؛ از قبيل مجسمهء عيسى ، مجسمهء مريم باكره ، كتاب مقدس ، ساعت زنگى بزرگ و كوچك ، نقشهء هزاران هزار كشور و ساز اروپايى « 5 » . ماتيو ريچى در عريضهء مذكور ، خود را شهروند چين خواند و اعلام كرد آمادگى كامل دارد كه به عنوان رعيت ابدى پادشاه در زمينه‌هاى نجوم ، جغرافيا و رياضى خدمتگزارى نمايد . در پايان هم با

--> ( 1 ) . Matang ( ? ? ? ) . ( 2 ) . Linqing ( ? ? ? ) . ( 3 ) . Shandong ( ? ? ? ) . ( 4 ) . Tianjing ( ? ? ? ) . ( 5 ) . ميان صاحب‌نظران دربارهء نام اين ساز اختلاف نظر وجود دارد . گروهى معتقدند منظور از آن ساز ، پيانوى قديمى است و عده‌اى ديگر با آن مخالفند ، اما در انتها بايد گفت كه در متون چينى ترجمهء نام آن ساز را ساز سيم‌دار فلزى آورده‌اند .